من عاشق آن گلم که در بیابان عشق پژمرده شد ولی منت باران نکشید . . .
شانه های عاشقان گر تکیه گاه اشک هاست / پس چرا بر شانه ام اشکی نمیریزد کسی
سكوتم را به باران هدیه كردم تمام روزها را گریه كردم نبودی در فراق شانه هایت به
هر خاكی رسیدم تكیه كردم...
مساحت كره زمین رو بر مساحت نوك سوزن تقسیم
كن به جوابش كاری نداشته باش می خواستم بگم اینقدر دوستت دارم
او شراب بوسه مي خواهد ز من / من چه گويم قلب پر اميد را
او به فکر لذت و غافل که من / طالبم آن لذت جاويد را . . .
وقتی از غربت ایام دلم میگیرد / مرغ امید من از شدت غم میمیرد
دل به رویای خوش خاطره ها میبندم / باز هم خاطره ها دست مرا میگیرد . . .
امشب شب آخریه که مزاحم دلت شدم / خورشید فردا مال تو ٬ ببخش که عاشقت شدم
بدرقه لازم ندارم ٬ میرم ای عزیزترین / نزار بمونه زیر پا ٬ قلبمو بردار از زمین
دوست دارم برای تو فقط یه حرف ساده بود / غافل از اینکه دل من منتظر اشاره بود . . .
ستون را عشق کند و شهرتش را فرهاد برد
رنج گل بلبل کشید و برگ آن را باد برد . . .
دلخراش است که عاشق به مرادش نرسد
در پی عشق بسوزد و به یارش نرسد . . .
راديات قلب من از عشق تو آمد به جوش
گر نداري باورم ، بنگر به حال آمپرم !
قلب من با قلب تو خورده گره
نكنه ناز كني باز كني اين دو گره
دو كلام حرف حساب باهات دارم
مي خوام بگم با معرفت دوستت دارم
زير اين سقف كبود . زير اين شعله سنگين سكوت . اگر از ياد تو يادي نكنم ، تك و تنها به خدا مي سوزم...
اتل متل ستاره ، گلم دوسم نداره ! نه اس ام اس نه يک زنگ ، دلم براش شده تنگ
به بزرگترين عشق در کوتاه ترين جمله ي ممکن به روي لطيف ترين گل سرخ يراي تو بهترين کس دنيام مي نويسم دوستت دارم
هر كه ما را ياد كرد...ايزد مر او را يار باد ...هر كه ما را خوار كرد ...از عمر برخوردار باد ...
هر كه اندر راه ما خاري فكند...از دشمني ...هر گلي كز باغ وصلش بشكفد...بيخار باد...
کف آسفالت صافه ولي ترک داره مثل دله منه که غما رو يدک داره
اينجا قوانيني داره که بي تبصرست نگاها شليک ميشه بهت از غرض
ممکنه آرزوهات توي حباب بمونن تا وقتي سنگ قبرتو با گلاب بشورن
آسمون به دریا گفت : این بالا خیلی خوبه ٬ همه جا رو میشه دید ٬ دریا گفت :
این پایین از اون بالا هم بهتره ٬ چون فقط تو رو میشه دید ... تقدیم به آسمون قلبم ...
گلی چیدم فرستادم برایت/غضب کردی فکندی زیرپایت/اگراین گل ندارد قابل تو/تو از گل بهتری جانم فدایت!
روز محشر وقت پرسیدن ز من رب جلیگفت تو غرق گناهی؟ گفتمش یا رب بلیگفت پس آتش نمیگیرد چرا جسم و تنت؟گفتمش چون حک نمودم روی قلبم یا علی عید فطر مبارک؛ زیارت سلطان نجف روزیتان
بهم گفتی دوست دارم, گفتم چقدر؟ گفتی از خودت تا خدا, اشک تو چشهام جمع شد, آخه یادم اومد که گفتی خدا از همه چیز به ما نزدیکتره.
حاصاضرب توان در ادعا مقداري ثابت است . هرچه توان انسان كمتر باشد ، ادعاي او بيشتر است و هرچه توان انسان بيشتر شود ، ادعايش كمتر مي گرد
دوست دارم: فارسی
انگلیسی: iloveyou
احبک : عربی
ترکی: senis evar youroum
آلمان: ichie bed
پدات: افغانی
بابا به چه زبونی دیگه بگم دوست دارم خوب دوست دارم دیگه
می دونی آدما بین " الف " تا " ی " قرار دارند.
بعضی ها مثل " ب " برات می میرند،
مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عاشقت می شوند،
مثل " م " منتظر می مونند تا یه روز مثل " ی " یارت بشن.
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ساعد
|
در آيينه مي افتاد وقتي که باد مي آمد و آشفته ام ميکرد، وقتي که غروب ميرفت و نا تمام ميماندم، در آيينه مي افتاد و خدا بازتاب تو بود و تو بازتاب خدا که در آيينه مي افتاد. (فروغ فرخزاد)
***************
رفتم خياطي دادم همه ساسونهاي دلم رو بشکافه، آخه خيلي دلم برات تنگ شده...
**************
عزيز دلم جدائي مکن / جهان کوچکيست ، بي وفائي مکن
ببخش عاشقت را و منت گذار / من که گريه کردم ، عاشق آزاري مکن . . .
**************
يک نفر امد قرارم را گرفت / برگ و بار و شاخسارم را گرفت
چهار فصل من بهار بود ، حيف / باد پائيزي بهارم را گرفت
اعتباري داشتم در پيش عشق / با نگاهي ، اعتبارم را گرفت
عشق يا چيزي شبيه عشق بود / آمد و دار و ندارم را گرفت . . .
**************
من که گفتم اين بهار افسردني است / من که گفتم اين پرستو مردني است
من که گفتم اي دل بي بند و بار / عشق يعني رنج ، يعني انتظار
آه عجب کاري به دستم داد دل / هم شکست و هم شکستم داد دل . . .
**************
اگه خوابت اومد بيا تو چشام بخواب / اگه اشک نذاشت بيا تو قلبم بخواب
اگه صداي قلبم نذاشت من ميميرم ، تو سير بخواب . . .
**************
من شکستم تا تو را عاشق کنم / بعد من باران فقط آب است و بس
هر که بعد از من سراغت را گرفت / زشت يا زيبا فقط خواب است و بس . . .
**************
کدوم رو دوست داري برات بفرستم !؟
قل(ب)م !؟
ر(و)حم !؟
ج(س)مم !؟
يا حروف توي پرانتز !!؟
***************
اگر باغ نگاهم پر ز خار است، گلم تاراج دست روزگار است
به چشمانت قسم، با بودن تو، زمستاني ترين روزم بهار است . . .
***************
سوداي دلم قسمت هر بي سر و پا نيست / خوش باش که يک لحظه دلم از تو جدا نيست . .
***************
دل تمنا ميکند تا من بسازم خانه اي / عاشقان کي خانه دارند دل مگر ديوانه اي !؟
***************
من و تو از تبار بي کسانيم / در اين غوغا چه کس را کس بدانيم
کسي نشنيد فرياد کمک را / کمک کن تا براي هم بمانيم . . .
***************
ميروم ديگر شما يادم کنيد / من که رفتم اين غزل ها را شما دفتر کنيد
ميروم تا دل نبندم دل به خوبي هايتان / باز هم دل بستم و زخمي شدم ، باور کنيد . . .
***************
تو رفتي و من شدم لحظه شمارت / دو قطره اشک مانده يادگارت
اگر برگشتي و من را نديدي / بدان که مرده ام از انتظارت . . .
***************
اي اشک ، آهسته بريز که غم زياد است / اي شمع آهسته بسوز که شب دراز است
امروز کسي محرم اسرار کسي نيست / ما تجربه کرديم ، کسي يار کسي نيست . . .
***************
2تا گل بگير دستت ، يکي دست راست ، يکي دست چپ
ولي من گل وسطي رو دوست دارم !
***************
عشقي که تنها با يک نگاه آغاز ميشود ، با شناخت سست و سست تر ميشود
ولي عشقي که با شناخت آغاز ميشود با هر نگاهي عميق و عميق تر ميشود . . .
***************
آنجا که توئي ، رهگذري نيست مرا / جز دوري تو غم ديگري نيست مرا
خواهم که به جانبت پرواز کنم / حيف است که هيچ بال و پري نيست مرا
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت   توسط ساعد
|
بازيافت هر گونه پيرزن به دختر 14 ساله. مرکز بازيافت يوزارسيف جواني در كمترين زمان ممكن!! بدون درد! بدون خونريزي! صورت و اندام خود را به ما بسپاريد با كمترين هزينه و زمان ممكن!! انستيتو جواني يوزارسيف !!!
**************
دو تا آدم برفي دو طرف رودخونه عاشق هم ميشن
از آتيش عشق همديگه آب ميشن تا بلكه وسط رودخونه به هم برسن...
*************
+ نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت   توسط ساعد
|
آرزوي 12 ماه شادي 52 هفته خنده 365 روز سلامتي 8760ساعت عشق 525600دقيقه برکت 315300ثانيه دوستي سال نو پيشاپيش مبارک
***********************
لحظه اي که سال تحويل ميشه ... تنها لحظه ايه که بي منت به من لبخند ميزني ... کاش هر ثانيه براي من سال تحويل باشه تا لبخند هميشه مهمون لباي سرخت بمونه... سال نو مبارک گلم
***********************
باز باران با ترانه مي خورد بر بام خانه آمد آن روز باراني گفت كه آمد روز عيد گفت هر لحظه تنها مانده در اين شب رويايي گفت كه شايد دل عيد شده اسير باز بهار آمد در اين خانه ي تنهاي ما همه گفتيم عيد آمد بوي بهار آمد(ببخشيد كه كمي گيج شديم منظور همان عيد شما مبارك است)
***********************
آسمان را می خواهم برای عبور ، جاده باریکست .....
.
.
.
ماه را می خواهم برای نور ، راه تاریکست ......
.
.
.
تورو می خواهم برای نظافت ، عید نزدیکست .....
==== امیدوارم سال خوبی داشته باشد ===
**********************
این اس ام اس رو تا 10 روز دیگه نخون
.
.
.
.
.
نرو پایین
.
.
.
.
هی عمو !!!
.
.
.
.
بیخیال شو
.
.
.
.
.
یادت باشه اولین کسی که سال نو رو بهت تبریک گفت من بودم
********************
چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری.آخه تجربه ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه.
********************
به علت نبودن چرت و پرت از هم اکنون سال نو را به شما تبریک عرض مینماییم..
.
.
.
.
.
.
از طرف انجمن بیکاران اس ام اس باز ایران
*********************
نرم نرمک می رسد اینک بهار، خوش بحال روزگار، خوش بحال چشمه ها و دشت ها، خوش بحال دانه ها و سبزه ها، خوش بحال غنچه های نیمه باز
*********************
خواستم برات سبزه عید بفرستم...
گفتم شاید طاقت نیاری و تا عید بخوریش...
*********************
اين بار مي خواهم هفت سين عيد را با ياد تو بچينم
سبزه را با ياد روي سبزه ات
سمنو به ياد شيريني لبخندت
سايه دانه به رنگ چشم هايت
سرکه با ياد ترشي مهربانيت
سيب با ياد ترديه گونه هايت
سکه با ياد درخشش قلبت
سير با ياد تندي کلامت
با همه خوبي ها و بدي هايت ... دوستت دارم
+ نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت   توسط ساعد
|
یکی در آرزوی دیدن تو/یکی در حسرت بوئیدن تو
ولی من ساده و بی ادعایم/تمام هستی ام خندیدن توست**************
جفت کور تاس هستی تحفه ی درویش ماست
هرکجا قمّار مادر مرده دیدی خویش ماست
دست مارا از ازل ناعادلانه بُر زدند...چون که "شست" آمد "نود" هم "عادلانه" پیش ماست
******************
در بحر حبیب گرچه ما خیس شدیم
در مکتب عشق...اهل تشخیص شدیم
"ره زین شب تاریک نبردیم برون..."
ماندیم و به دست دوست سرویس شدیم****************
روزی ز لــــُـپ یـــار ربـــودم بــــوســــی
گفـــت: هــم بـــی ادبــی هم لوســـی
گفتم که گناهم چیست کردم بوسی؟
گفتا : لب و ول کردی و لپ می بوسی؟*********************
رنگ از رخسار گندم رفته است / دوستی از یاد مردم رفته است
ننگ دیگر در بین مردم ننگ نیست / ائینه با آئینه یکرنگ نیست . . .تو را جز سختی راهت غمی نیست / درون کوله بارت ماتمی نیست
*************************
شکست بغض مغرورم ، مرو یار / بجز دوری ز تو درد دیگری نیست . . .
تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست / در جوابم این چنین گفت و گریست
لیلی و مجنون همه افسانه اند ، عشق ، تفسیری ز زهرا و علی ست . . .
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت   توسط ساعد
|
من از تبار خستگي.. بي خبر از دابستگي..
عاشقم...
ماه شدم ابر شدي
اشك شدم صبر شدي
شعر شدم قلم شدي
قصه شدم خواب شدي
ليلاي من درياي من آسوده در رويايي من
اين لحظه در هواي تو.
گمشده در صداي تو
من عاشقم...
مجنون تو گمگشته در بارونه تو.
مجنون ليلي بي خبر در كوچه هاي در به در مست پريشونو خراب هر آرزو نقش بر آب.
شايد كه روزي عاقبت آروم بگيرم در دلت
+ نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت   توسط ساعد
|
ديشب اشك آمد به خوابم. گفت قهري با من. گفتم مگه ميشه با آشناي ديرينمم...! گفت گله دارم. پرسيدم چرا؟نگاهم كردو كفت او كيست كه تو را از من رانده ؟خواستم چشمش نكند به دورغ گفتم گريه ميكنم. خواستن توانستن است بكار نيامد دست به دامان پياز شدم.......
روزي توا زمستي تشبيه به ماه؟ ردم......لامپ60هم نبودي من اشتباه ؟ ردم مجموعه نوشتهاي پشت تريلي هاي جاده:1.به حرمت اشك مادر توبه كردم 2.داني كه چرا راز نهان با تونگفتم/ طوطي صفتي طاقت اسرار نداري 3. بوق نزن شاگردم خوابه 4. بي تو هرگز.......با تو؟؟؟عمرآ 5. از عشق تو ليلي...... رفتم زير تريلي=واسه گيريسكاري!
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت   توسط ساعد
|
تعريف دانشجو:موجودي نحيف..عصبي..بي پول وشبيه به انسان! كه از تخم مرغ . گوجه و نيكوتين تغذيه مي كند ودشمني عجيبي با كتاب جزوء دارد
آدم:منو دوست داري؟
حوا:اخه گاگول چاراي ديگه اي هم دارم؟
"واينگونه بود عشق آغاز شد"
+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت   توسط ساعد
|
وقتي شكوفه هاي بلورين ياس همراه نسيم سحر به سرزمين يارها كوچ مي كننددستهايمان پل عبور ميشوند
تا قلبمان ايستگاه ابدي هم باشد.ميثاق هميشگي عهدي جاودانه با يكديگر داريم...
اول بنام عشق..دوم بنام تو..سوم بياد مرگ..
بر لوح شيشه اي قلبت بنويس يا تو ياعشق يا من ومرگ زمان.به من آموخت كه دست دادن معني رفاقت نيست...بوسيدن معني قول ماندن نيست..وعشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست.
دلم ميخواست همچون كبوتري بودم و بر قلب كوچكت آشيانه ميكردم.و هميشه مهمان تو بودم. دلم ميخواست تا رگي از بدنت بودم تا اين زمانه نتواند ما را از هم جدا كند.من غم را در سكوت و سكوت را درشب و شب را در بستر و بستر را براي فكر كردن به تو دوست دارم.من تورا بخاطره عشقت و عشق پاكت را به خاطر دلم و دلم را براي عشق به تو دوست دارم.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت   توسط ساعد
|
اگر مدير بودم يكي از شرايط ثبت نام را عشق ميگذاشتم..اگر دبير رياضي بودم عشق را با عشق جمع مي كردم..اگر معمار بودم قصري از عشق مي ساختم..اگر سارق بودم فقط عشق ميدوزديدم..اگر بيمار بودم تنها شربتي كه مينوشيدم فقط شربت عشق بود..اگر درجه دار بودم فقط به عشق سلام ميدادم..اگر پليس بودم هيچ وقت عشق را جريمه نميكردم..اگر خلبان بودم در آسمان عشق پرواز ميكردم..اگر خواننده بودم فقط از عشق ميخواندم..اگر ناخدا بودم هميشه در ساحل عشق تو لنگر مي انداختم..اگر نجار بودم عشق را قاب ميگرفتم.
روي تخته سنگي نوشته شده بود اگر جواني عاشق شد چه كند؟من هم زير آن نوشتم :بايد صبر كند.براي بار دوم كه از آنجا عبور ميكردم زيره نوشته من كسي نوشته بود:اگر صبر نداشته باشد چه كند؟من هم با بي حوصلگي نوشتم:بميرد بهتر است.براي بار سوم كه كه از آنجا عبور ميكردم.انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.اما زيره تخته سنگ جواني را مرده يافتم
تا كه بوديم نبوديم كسي..گشت مارا غم بي همنفسي.تا كه رفتيم همه يار شدند ..خفته ايم و همه بيدار شدن.قدر آئينه بدام چو هست..نه در آن وقت كه اقبال شكست...
آدمك آخر دنياست بخند.. آدمك مرگ همين جاست بخند.. دست خطي كه تو را عاشق كرد.. شوخيه كاغذي ماست بخند.. آدمك خر نشوي گريه كني.. كل دنيا سراب است بخند.. آن خدايي كه بزرگش خواندي.. بخدا مثل تو تنهست بخند.
برايت آسمان خواهم كشيد پر از ستاره هاي هميشه نوراني.. تو در كنار من روي ابرها.. من غرق آن همه مهرباني..
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت   توسط ساعد
|