ديشب اشك آمد به خوابم. گفت قهري با من. گفتم مگه ميشه با آشناي ديرينمم...! گفت گله دارم. پرسيدم چرا؟نگاهم كردو كفت او كيست كه تو را از من رانده ؟خواستم چشمش نكند به دورغ گفتم گريه ميكنم. خواستن توانستن است بكار نيامد دست به دامان پياز شدم.......
روزي توا زمستي تشبيه به ماه؟ ردم......لامپ60هم نبودي من اشتباه ؟ ردم مجموعه نوشتهاي پشت تريلي هاي جاده:1.به حرمت اشك مادر توبه كردم 2.داني كه چرا راز نهان با تونگفتم/ طوطي صفتي طاقت اسرار نداري 3. بوق نزن شاگردم خوابه 4. بي تو هرگز.......با تو؟؟؟عمرآ 5. از عشق تو ليلي...... رفتم زير تريلي=واسه گيريسكاري!
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم دی 1387 توسط ساعد

